أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

380

قانون ( فارسى )

بركند و هنوز فقط موجب اسهال سودائى باشد - بويژه اگر مادهء سودائى سبب اسهال از آن نوع سوداى ترشمزه باشد كه بر زمين مىجوشد . حتى اگر بيمار هنوز نيرومند بلكه سالم و تندرست هم باشد از اين بلا شفا نمىيابد . اما اگر ماده سودائى هست و چندان ترش نيست كه بر زمين بجوشد و بوى ترش نمىدهد ، بدان كه اين مادهء سودائى زايده‌ايست كه طبيعت آن را دفع كرده است و در اين حالت اميد بهبودى هست . ممكن است قرحهء روده بعد از ورم پديد آيد . امكان دارد علت از چيزى پوست كن و لخت‌كننده باشد كه به روده درآيد ؛ مثلا دارويى مسهل داراى اين خاصيت باشد . يا غذاى لزج و چسبنده به ديوارهء روده بچسبد و هرگاه از آن جدا شد پوست كن و لخت‌كنندهء روده از آب درآيد . يا غذايى كه سخت و سفت است با عبور از روده سبب خراش آن شود و خراش به قرحه بينجامد . يا خلط است كه سبب اسهال شده و بعدا قرحه در روده پديد آورده است . اگر قرحهء روده از اثر اسهال مادهء مرارى باشد در دو هفته سر بر مىآورد . اگر از اثر مادهء بوركى باشد در مدت يك ماه پديد آيد . اگر قرحهء روده از اثر ماده سودائى باشد ، زمان بروزش حدود چهل روز و بيشتر از آن است . اكثرا اگر قرحه در روده سبب سوراخ شدن آن گردد بيمار مىميرد . ممكن است اگر بيمار نيرومند باشد مدتى با قرحه زندگى كند تا بالاخره تفالهء غذا در شكمش جمع شده و به بيمار استسقايى شباهت پيدا مىكند و آنگاه مىميرد . گفتيم اگر قرحه از گوهر روده به حجمى هرچند كم سر برآرد و به تعفن بينجامد و سبب ناتوانى در روده و معده گردد ، بيمار مىميرد ؛ حال اگر قرحه سبب سوراخ شدن روده شود و بويژه سوراخ در روده‌هاى بالائى رخ دهد ؛ چگونه اميد به زندگى بيمار داشته باشيم ؟ ! طبيبى روايت كرده است شخصى را ديده كه يكى از روده‌هاى پايينىاش سوراخ شده بوده سرانجام ورمى در شكمش پيدا شده و برآمدگى ورم به سوراخ در مراق و شكم انجاميده و مدفوع از شكمش بيرون آمده و با اين‌همه آن شخص زنده مانده است . اگر اين روايت صحيح باشد و اگر بگوييم ممكن است چنين رويدادى رخ داده باشد ، ناچاريم بگوييم كه چنين حالتى بسيار از واقع دور است و از آن دور تر - كه باوركردنى نيست - اينكه كسى به حالتى درآيد كه مادهء مدفوع به شكمش بريزد و باز به زندگى ادامه دهد . گويند اگر رودهء روزه‌دار و آن قسمت از شكم كه روى اين روده قرار گرفته سوراخ شوند ، درد تسكين نمىيابد ، هيچ چيز در معده گير نمىكند ، شخص بيمار پژمرده مىشود و شكمش باد مىكند و مىميرد .